|
دنیاچقدرتنگه دلم
يك شبى مجنون نمازش را شكست - بی وضودركوچه ى ليلانشست.عشق،آن شب مست مستش كرده بود.فارغ از جام الستش كرده بود..!گفت يارب ازچه خوارم كرده اى؟برصليب عشق،دارم كرده اى...خسته ام زين عشق،دل خونم نكن..من كه مجنونم تومجنونم نكن..مرداين بازيچه ديگر نيستم..اين تو و ليلاى تو...من،نيستم !گفت اى ديوانه،ليلايت منم..در رگت پنهان و پيدايت منم..سالها با جورليلا ساختى...من كنارت بودم ونشناختى..! یکشنبه 18 اسفند 1392 :: 08:44 :: نويسنده : paiez320
درباره وبلاگ سلام باعرض سلام وخسته نباشید خدمت دوستان عزیز ازاینکه ازوبلاگ خودتون دیدن کردید ازشماتشکرمیکنم دوستان توی این وبلاگ هرچیزی که به عنوان {دل نوشته های نویسنده}است برگرفته اززندگی واقعی خود نویسنده وبلاگ می باشد باتشکرنویسنده وبلاگ ؛تنها آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید